با آغاز جنگ جهاني
اول اول اوت 1914 م برابر با رمضان ه .ق غرب و شمال غرب و جنوب غربي ايران محل تاخت
و تاز متفقين و متحدين گرديد اين گونه كه حضور آلمانها و عثمانيها در نقاط مرزي و
پشروي آنها به سوي شهر ها سبب گرديد كه دولتين روسيه و انگليس نيز از شمال و جنوب
وارد ايران شوند عثمانيها براي جلو گيري از پيشروي روسها در مناطق كردستان و
كرمانشاهان وارد عمل شدند آلمانيها نيز كه متحد عثمانيها بودند با مقداري پول بدون
هيچگونه صرف نيروي انساني و تسهيلات لازم با استفاده از حس وطن دوستي ايلات غرب با
آنها وارد مذاكره شده و مشغول تهيه اردو شدند و عثمانيها كه از لحاظ مرزي همجوار
بودند وطي كوهستانهاي غربي را براي سپاهيان خود لازم مي ديدند بدون اعتنا به هيچ
اخطار و گفتاري از جنبه اسلام خواهي اهالي استفاده كرده با تشكيل دولت موقت در
كرمانشاه مداوم در تردد بودند اما همين كه سازمان حكومت موقت مستقر شد نيروهاي ملي
با معا ضدت اردوي عثماني به شهرهاي مختلف غرب ايران اعزام گرديدند و شهرهاي آن حدود
از نيروهاي روس به كلي مسترد شد اميرناصرخلج به حكومت كرمانشاه سهام الدوله به
حكومت كرند سرداررشيد به حكومت سنندج و مشير السلطان به حكومت گروس مامور شدند و هر
كدام با گروهي ژاندارم و چريكهاي محلي رهسپار محل ماموريت خود گرديدند و براي
سرپرستي كارگذاريها و شهرباني و دادگستري نيز ماموراني اعزام شدند و حكومت موقت در
شهرهاي قلمرو قدرت خود شروع به استخدام داوطلبان جديد كرد كه دارطلبان جديد تعليمات
نظامي مي ديدند تا بتوانند از شرافت ملي خود دفاع كنند .چون قشون روسيه تزاري از خط
زنجان و بيجار گروس وارد منطقه كردستان شد سردار رشيد اردلان از طرف دولت موقت
ماموريت يافت به گروس رود اما سردار رشيد بدونه اينكه كاري را از پيش ببرد به
كرمانشاهان برگشت و در همين هنگام دولت عثماني در تحت فرماندهي ژنرال علي احسان
پاشا نيروئي را وارد كرمانشاه ميكند كه توانست انگليسيها را شكست دهد
و همچنين در روز 25
شعبان در كرند تلفات سنگيني را به روسها وارد ساخته و در جناح چپ بيجار و كردستان
را هم متصرف شد به طوري كه در 2 محرم 1335 ح.ق سردار رشيد كردستاني و تعدادي از
اهالي كرمانشاه امين بيگ از همدان به همراهي 300 سرباز با پشتيباني احسان پاشا
سردار عثماني بيجار را فتح و روسهارا مجبور به عقب نشيني كردند و در اين فتح و
پيروزي كه توسط نيروي دولت موقت ملي و عثماني به دست آمده بود تلفات و خسارات زيادي
به شهر بيجار و مردمان آن وارد آمد و اموال مردم به غارت رفت به طوري كه اثاثيه و
كتابخانه امير نظام گروسي نيز نصيب پسران سيد نجم الدين امروله و مسعود خان اسعد
السلطان شده و آنان غنايم خود را به كرمانشاه بردند . و در ادامه جنگ در حدود سال
1916 م در برخي از شهرهاي غرب ميان نيروهاي ملي و نيروهاي روس جنگهاي كلاسيك در
گرفت و شهرهائي مانند ملاير و گروس و كنگاور بارها دست به دست گشتند و تلفات
فراواني بر هر دو طرف وارد شد بلا خره در اواسط سال 1334 ح.ق با پيشروي روسها در
منطقه غرب ايران عثمانيها به عقب نشستند و با ورود قزاقهاي روس به اين نواحي نظام
السلطنه مافي و مسئولان دولت ملي و نمايندگان و كوچندگان نيز همزمان با حركت ارتش
عثماني ناچار ايران را ترك گفتند و به كر كوك و حلب و موصل روانه شدند و قسمت عمده
اي از سپاهيان حكومت ملي به تدريج متفرق گرديدند و گروهي از افسران و نيروي ژاندار
م و چريكهاي محلي همراه نظام السلطنه به خاك عثماني رفتند و چند نفر از افسران هم
را آلمان را پيش گرفتند و خود را به برلن رساندند و پس از حركت ارتش عثماني
قواي روس شهر هاي بيجار و سنندج و كرمانشاه ملاير نهاوند و بروجرد را نيز با زد و
خورد كوچك متصرف شدند در جريان دست به دست شدنهاي شهر هاي غربي ايران گروس در ابتدا
توسط نيروهاي روسي تزاري اشغال گرديد كه اشغال آنان توام با تصاحب غلات و حبوبات
مردم بود و سپس در عقب نشيني روسها تركهاي عثماني بيجار را تسخير كردند و به غارت
انبارهاي مايحتاج مردم پرداختند و بازهم روسها شهر را متصرف شدند.
و بعد از آنان
عثمانيها وارد گروس شدند تا اينكه در اواسط سال 1334 ح.ق بيجار گروس باز هم به تصرف
نيروهاي روس در آمد و با اين دست به دست شدن ها تلفات بسيار سنگيني به مردم منطقه
گروس وارد گرديدو هنوز روسها از مناطق غربي ايران بيرون نرفته انگليسيها در ماه مه
1918 ميلادي برابر با خرداد ماه سال 1297 شمسي وارد مناطق غرب و شمال غرب ايران
شدند و ژنرال دنستر ويل فرمانده قواي انگليسي در غرب ايران به ماژر ژنرال ستارنس
ماموريت داد تا با عده اي قليل به بيجار رفته ووظيفه آنان اين بود كه جناح چپ
انگليسي ها را از مانورها و عمليات سوق الجيشي غير متر صده قواي ترك در استقا مت خط
سقز محافظت نمايند ژنرال دنستر ويل در كتاب خاطرات خود مي نويسد منطقه يكصد و پنجاه
ميلي واقع بين بيجار و سقز از طوايف و قبايل مختلف مسكون گرديده و اهالي اين نواحي
عموما در شجاعت و سلحشوري معروفيت حاصل كرده اند هم تركها و هم ما قصدمان اين بود
كه در مبارزات متقابل از طوايف مذكور استفاده نماييم و حاضر بوديم آنها را به عنوان
قواي داوطلب يا چريك موظفا داخل خدمت ناييم و چنانچه اقدامات احتياطيه قبلا در
نواحي از طرف ما به عمل نيامده بود قواي ترك به فوريت و سرعت هر چه تمامتر بيجار را
تحت اشغال خود در آورده و مواقع ما در نواحي همدان تحت تهديد و فشار جدي آنها واقع
مي گرديد تركها در محل يكصد ميلي جنوب غربي بيجار متوقف بودند با اقداماتي كه باب
احتياط به عمل آورده بوديم خيالمان از طرف جناح چپ به كلي راحت شد و در اينجا از
زحمات ماژور ستارنس بايستي قدرداني شود كه در پيشرفت ماموريت خود موفقيت حاصل كرده
و سكنه بيجار را به سهولت جلب نمودند و ژنرال دنستر ويل در جاي ديگر از خاطرات خود
مي نويسد :
در بيجار و زنجان و
ميانج سكونت و آرامش بر قرار است با همه اين احوال من آني خيال خودم را راحت نمي
گذارم و در مقابل هر گونه تظاهرات خصمانه در شهر هاي مذكور مقاومت مي كنم و به هر
نحو تعرضات را در هم مي شكنم . انگليسيها بعد از پايان جنگ جهاني اول تا اواسط سال
1919 م برابربا 1298 شمسي مناطق تحت تصرف خود را در غرب ايران در اختيار داشتند و
هنوز در حكومت مناطق مذبو چون بيجار و سنندج و همدان و غيره دخالت ميكردند تا اينكه
در همين سال قواي انگليسي نيز غرب ايران را رها كرده و از ايران خارج گرديدند در
دوران پنج ساله جنگ جهاني اول هر آنچه كه براي مردم مانده بود بدبختي و سيه روزي و
فلاكت بود كه آنروزه ميان قواي متخاصم پر وبال مي زد و مردم ستمديد ه آنچه را كه
داشته اند از نقد و جنس و مواشي به غارت رفت اين جنگ باعث شده بود كه دهقانان
كردستان , گروس , آذربايجان و همدان نتوانند به كشت و زرع بپردازند و اگر كسي هم
گندمي در انبار داشت متجاوزين قهرا آن را متصرف مي شدند روي اين اصل گراني و بعد
قحطي رايج شد و جماعت كثيري از مردم ستمديده در اين بلاي عظيم جان باختند و در همين
اثنا بود كه در روسيه انقلاب به وقوع پيوست و روسها ايران را ترك كردند اين تخليه
موجب بازگشت آوارگان شد با اين حال وضع ناامني و انسداد طرق و شوارع به وسيله دزدان
و غارتگران و حكومت خانخاني مشكلات بسيار زيادي را براي مردم منطقه به وجود آورده
بود و شهر بيجار كه بنا به گفته نويسنده كتاب قالي ايران قبل از جنگ حدود بيست هزار
نفر بوده است بعد از جنگ جمعيت آن تقريبا نصف شده به طوري كه در سال 1948 م جمعيت
اين شهر به مرز هفت هزار نفر رسيده بود جدول ذيل دال بر وضعيت سخت و اوضاع نابسامان
منطقه گروس در بحبوحه جنگ جهاني اول است.
قيمت
برخي از كالاهاي ضروري در قبل و بعد از جنگ جهاني اول
نوع
كالا
|
قيمت قبل
از جنگ
|
قيمت بعد
از جنگ
|
يك كله قند
|
5 ريال
|
30 ريال
|
چاي يك
گروانكه 5 سير
|
5/2 ريال
|
40 ريال
|
برنج رسمي يك
من تبريزي
|
3 ريال
|
28 ريال
|
روغن يك من
تبريزي
|
7 ريال
|
28 ريال
|
و همچنين ساير
اجناس ديگر پيش از ده برابر گرانتر شده بودند .
*******************************
شهر بیجار در گذر زمان برگرفته از خاطرات یک جهانگرد سالهای دور
شهر بیجار شهر كوچكی است با 7000 نفر جمعیت كه در دره زیبا و سرسبزی در 120
میلی شمال غربی همدان واقع شده است . در پشت موستان ها و باغ های میوه كه
آن را احاطه كرده است یك ردیف تپه های سرخ رنگ دیده می شود كه صخره های نوك
تیزی به اشكال عجیب از جلگه آن بیرون آمده است :
جاده سمت همدان نا
هموار و در فصل تابستان خاك آلود است , ولی ( به عكس جاده ـ سنندج ) در
سراسر سال می توان آن را به وسیله اتومبیل طی كرد . در 60 میلی همدان مسافر
بهدهكده ای نیمه بایر می رسد كه زمین آن را كاریز های عمیق و بستر خشك
رودخانه ها قطع كرده است . مقابل وی در افق قله مرتفع عظیمی دیده می شود كه
به قدری موزون و بهاصطلاح تراز است كه گویی آن رابا خط كش رسم كرده اند .
مسافر در پایان یك روز سفر خسته كننده و خاك آلود به قله این كوه می رسد .
حال وقتی كه به عقب بنگرد ( اگر بتواند ) در پنجاه میلی خود جلگه ای غبار
آلود و شیری رنگ مشاهده خواهد كرد .
در قرن پانزدهم , بیجار روستایی بیش
نبود و گفته می شود كه به شاه اسماعیل نخستین پادشاه دودمان صفویه تعلق
داشت . در حدود یك قرن قبل ساكنان آن تا اندازه ای متمكن شدند كه توانستند
مالك زمین و خانه های خود شوند . این تمكن در ایران علامت آزادی به شمار می
رود . بیجار به یك شهر تبدیل یافت , ولی موقع جغرافیایی آن طوری نبود كه
به صورت مركز بازرگانی در آید . بلكه تنها بازاری شد برای فروش فراورده های
كشاورزی و اهمیت چندانی پیدا نكرد .
در بین كلیه شهر های مغرب ایران كه
در طی جنگ جهانی اول به اشغال قوای بیگانه در آمد به بیجار بیش از همه
لطمه وارد آمد . ابتدا نیروی روسیه این شهر را اشغال كرد . اینها تا می
توانستند غلات و حبوبات آنها را تصاحب كردند , ولی از این گذشته رفتارشان
با ساكنین این شهر دوستانه بود . مردم كه هرگز نمی پنداشتند كه نیروی روسیه
بیجار را ترك خواهد كرد كوشیدند خود را هر چه بیشتر با وضع جدید وفق دهند ,
ولی روس ها در آنجا نماندند و در مقابل فشار نیروی تركیه عقب نشینی كردند و
ترك ها شهر راگرفتند و مردم نگوت بخت را به اتهام همكاری با روس ها مجازات
كردند . ترك ها اندك مواد غذایی و غلاتی را كه برای مردم باقی مانده بود
از دستشان در آوردند و از تیر سقف خانه ها برای تهیه آتش استفاده كردند .
وحشت سراسر بیجار را فرا گرفت .
خشكسالی 1918 این مصیبت را تكمیل كرد .
مدت چندین ماه روزی 200 نفر دراین ناحیه به هلاكت می رسیدند . وضع بیجار
بعد از جنگ بسیار اسفناك بود : شهری بود غارت شده كه ده یك جمعیت خود رااز
دست داده بود . از آن زمان به بعد هیچ گاه آن طور كه باید پیشرفت نكرد و
آبادانی پیشین خود را باز نیافت . قبل از سال 1914 شهر آبادی بود با 20000
نفر جمعیت , در حالی كه امروز تقریباً روستای بزرگی به شمار می رود .